الفبای استارت آپ

مدتی زیادی بود بر اثر سختی کار توی استارتاپ و شرایط سخت اقتصادی و دیدن بی تجربگی ها و خامی ها و شکست های گوناگون، تا حدودی خسته شده بودم و از فضای استارتاپی به کلی نا امید. به چندتا از دوستان و اهالی فن مراجعه و مکاتبه کردم که آقا واقعا اصلا استارتاپ توی ایران شدنیه؟ فکر نمی کنید ما هم توی دوره حباب دات کام ایران باشیم؟ بعضی وقتا واقعا فکر می کردم که استارتاپ خیلی شبیه قماربازیه! شاید خیلی ها از ما ها با امید میلیاردر شدن وارد این فضا شده باشیم، که واقعا در این صورت به نظرم کم از قمار نداره. ماها عادت داریم که نتورک مارکترها رو به سخره بگیریم که به امید بنز و خونه و …، دارید زندگی تون رو نابود می کنید. ولی شاید اگه درست به فضای استارتاپی توجه نکنیم، اتفاق بدتری از نتورک رو شاهد باشیم.

به فضای اکوسیستمی ایران که نگاه می کنم، عمده موفقیت ها برای اینکوباتورها است نه اکسلیتورها! بیزینس مدل هایی که قبلا جواب خودشون رو توی خارج از کشور دادن توی ایران با سرعت و با سرمایه خوب وارد می شن و بازار رو می گیرن. بعضی های دیگه هم شاید اینکوباتور نباشن ولی ایده کاملا خارج از کشور اجرا شده و حالا یا به خاطر تحریم و یا به خاطر فیلتر توی ایران هم با قدرت و تقریبا با ریسک کم انجام می شن و موفق می شن. به نظر می رسه حتی توی نوآورترین صنعت هم ما فقط در صورت تقلید کردن موفق می شیم.

خلق را تقلیدشان بر باد داد

ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

این قدر این مدل ایده و الهام گرفتن از کسب و کارهای خارجی توی ایران محبوب و موفق بوده، که کمتر سرمایه گذاری رو می تونید پیدا کنید که روی یک ایده نو و جدید و بدون داشتن بنچمارک خارجی حاضر به سرمایه گذاری باشه. عملا بست پرکتیس حوزه سرمایه گذاری شده این که بنچ مارک شما چیه و یه ضریب بزنیم بر بازار اونها و ارزش شما مشخص بشه.

هر چند این قضیه مثال های مثبت زیادی مثل اسنپ، اسنپ فود، آپارات و دیجی کالا و دیوار و … داره، اما مثال های شکست هم کم نداره. کم نیست استارتاپایی که بدون توجه به فرهنگ و اکوسیستم سیلیکون ولی و فقط بر اساس بیزینس مدل خارجی کسب و کاری رو راه انداختن و فهمیدن که توی ایران هنوز وقتش نشده! مردم توی ایران این سبک زندگی رو نمی پسندن، ذائقه مشتری ایرانی چیز دیگری است و به خاطر همین اشتباه با کله خوردن زمین.

اغلب کسب و کارهای موفق استارتاپی در خارج کشور قابلیت پیاده سازی در ایران به خاطر شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی رو ندارن یا اگر هم اجرا بشن با اون استقبال مواجه نمی شن. برای مثال این همه سیستم های مسنجر و شبکه های اجتماعی در ایران که نتونستن موفق بشن، عمدتا به خاطر دلیل سیاسی!

یا حتی همین سیستم بیدود، که البته من امیدوارم موفق بشه، ولی واقعا جای تردید داره، توی تهران با این اوضاع سربالایی های عجیب و با توجه به این که دوچرخه سواری برای خانم ها هنوز عادی نشده و … ! استارتاپ مشابه توی آمریکا با سرعت در حال رشد هست، ولی آیا همین که یک مدل خارجی باشه کافیه؟

نکته ای که مدنظر من هست که باتون در میون بذارم اینه که ایران کشوری است با شرایط خاص و منحصر به فرد خودش، عوامل کلان ماکرواکانمی، جغرافیایی، فرهنگی، تاریخی و سیاسی خودش رو داره و جامعه استارتاپی اگه به این شرایط توجه کنه، چه بسا که می تونه موفقیت های بسیار چشم گیری رو به وجود بیاره.

اما ایران چه نکاتی داره که به نظر من می تونه برای استارتاپ ها جذاب باشه؟ ما ممکنه توی خیلی چیزها از دنیا عقب باشیم، اما توی “مشکل داشتن” قطعا حرف برای گفتن داریم. استارتاپ هم یعنی حل مشکل! برای من خیلی عجیبه که ما با این وضعیت مشکلاتی که باهاشون مواجه هستیم، ولی این همه نرخ بیکاری داریم. تا زمانی که مشکلات باشه، کار هست.

اما مشکلات منحصر به فرد ایران چیه که من فکر می کنم استارتاپ های خوبی دیر یا زود می تونه از دلش بیرون بیاد؟

1- دولت بزرگ و ناکارآمد: به خاطر ساختارهای بد سیاسی و عدم وجود انگیزه های مناسب در سازمان های بزرگ و نا محدود دولتی، میزان بهره وری این سازمان ها و تک تک کارمندان به شدت پایینه و عملا این سازمان ها فقط هزینه بر هستند و بسیاری از آنها ورشکسته. دوستی می گفت انرژی که برای تولید سیمان به کار می ره رو مستقیما صادر کنیم به صرفه تره!

2- فرهنگ نادرست و قیمت گذاری نا درست در حوزه انرژی: حوزه انرژی و قیمت گذاری انرژی هم در ایران به دلیل سوبسید ها با تمام دنیا متفاوته که هزینه های هنگفتی را متوجه عموم ملت کرده .

3- بروکراسی بسیار زیاد در سازمان های دولتی که هر ارباب رجوعی را خسته و افسرده می کنه

4- سیستم آموزشی ناکارآمد: سیستم آموزشی ابتدایی، متوسطه و عالی در کشور هم یکی از مشکلات حادیه که دامن گیر هر خانواده و هر نیروی کار بالقوه ای شده. اغلب این آموزش ها ناکارآمد، قدیمی و نامتناسب با فضای کار هستند و خلاقیت و مهارت های لازم برای زندگی امروزی را تامین نمی کنند. در عوض جوونا برای فرار از خدمت سربازی و حفظ موقعیت اجتماعی مجبورند تا حد زیادی به این سیستم تن بدن.

5- تحریم هم یک عامل منحصر به فرد برای ایران است. البته تحریم در سرویس های اینترنتی که تا حدود خوبی در استارتاپ ها حل شده . اما حوزه های دیگه خصوصا در بحث دارو و ارز مطرحه که می تونه مورد توجه قرار بگیره

6- بانوان و فرهنگ منحصر به فرد جامعه ما: بسیاری از خانم ها با مشکل اشتغال در ایران مواجه هستند، مسائل منحصر به فرد دیگه ای هم برای خانم ها خصوصا در بحث تفریح، توسعه فردی و حقوق شخصی مطرحه که در جوامع غربی تا حدودی برطرف شده .

7- سیستم مالی و بانکی ناکارآمد: ریشه بسیاری از مشکلات در ایران سیستم بانکی و مالی ناکارآمد به همراه تحریم کمرشکنیه که البته با سیاست گذاری و مدیریت درست قابل حله. اما تکنولوژی هم شاید در این زمینه بتونه تاثیرات قابل ملاحظه ای ایجاد کنه. البته استارتاپ های موفقی توی این حوزه وجود داره و پیش بینی می کنم که در آینده کسب و کارهای موفق دیگه ای هم توی این حوزه شاهد باشیم. مثلا مشکلات ارزی در همین چند ماه اخیر ارزش پول بسیاری از افراد طبقه متوسط رو که دارایی نقد داشتن، نصف کرد. خیلی از این افراد با سرمایه اندک نمی دونن که باید چه سرمایه گذاری انجام بدن و بر اثر مشکلات اقتصادی قشری هستن که بیشتر ضربه رو می خورند و متضرر می شن

و ده ها عامل منحصر به فرد دیگه که متخصص ها می تونن بهتر از من بگن. عوامل منطقه ای و جغرافیایی و چیزهای دیگه!

یک نکته مهم اینه که بعضی از مشکلات واقعا توی حوزه استارتاپ شاید قابل حل نباشند، یا راه حل اون ها اصلا بیزینسی نباشه و با کمک دولت!!! و یا ترجیحا توسط سمن ها یا سیاست گذاری و قانون گذاریِ درست حل بشن. اما این ها اِلمان ها و مشکلاتی هستند که قطعا تکنولوژی در حل اونها می تونه موثر باشه و استارتاپ ها حتی اگه نتونن راه حل بهینه ای بدن، حداقل انتظار میره که توی این حوزه فعال باشن و برای حلشون تلاش کنن! نهایتا من ادعا ندارم که همه این مشکلات توسط استارتاپ ها قابل حله و یا حتی وظیفه اکو سیستم یا در توان فعلی اش هست، یا سلب مسئولیتی از دستگاه های اجرایی و سیاست گذاری کنم.

اما هم کارآفرینا و هم سرمایه گذار ها نباید این حوزه ها رو نادیده بگیرند! همه این مشکلات تا حدود زیادی منحصر به جامعه و کشور ایران هستن یا حداقل توی سیلیکون ولی و غرب خبری ازشون نیست و سالهاست که حل شدن! اگه ما همه چشم مون به الگو گرفتن از کسب و کارهای خارجی باشه و دنبال بنچمارک باشیم هیچ وقت این مشکلات رو حل نخواهیم کرد و هم رفاه اقتصادی و کسب و کاری اون و هم ارزشی که ایجاد می شه رو میس می کنیم.

متاسفانه مسیر تکنولوژی به سمتی رفته که مشکلات مهندسی و مکانیکی رو بهتر و سریع تر حل می کنه. مثلا خرید اینترنتی به جای این که شخصا پاشی بری بازار و خرید کنی. ولی خیلی از نیازهای ما، مثلا این که چطور تصمیم بگیریم، چطور مشکلاتمون رو با هم دیگه در میون بذاریم، چطور از زندگی لذت ببریم و چطور شادتر باشیم رو نادیده گرفته. شاید هم من انتظار زیادی از تکنولوژی دارم. اما می دونم که ما کارآفرین ها کسایی هستیم که با تکیه بر فکر و تلاش و تکنولوژی، می خوایم زندگی شادتر و بهتری رو برای خودمون و جامعه به ارمغان بیاریم و مشکلات تک تک اعضای جامعه رو حل کنیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *