الفبای استارت آپ

مدیر محصول چه کارهایی می کنه؟ شرح شغلی دقیق مدیر محصول چیه؟ از من به عنوان یک مدیر محصول چه انتظارهایی می ره؟ این ها سوالاتی بود که همیشه به عنوان مدیر محصول شرکت از خودم می پرسیدم. برای همین تلاش کردم که با مطالعه و مشورت از آدم های با تجربه تر به جواب مطلوبی برسم.

در مورد تعریف و شرح شغلی و مسئولیت های مدیر محصول، توی شرکت ها توافق دقیقی وجود نداره. مدیر محصول در شرکت های مختلف و در صنایع مختلف تعریف یکسانی نداره. اصلا بعید نیست که شما توی جلسه مصاحبه مدیر محصول شرکت کنید و مدیر منابع انسانی اون مجموعه دقیق ندونه که نیاز به چه کسی برای استخدام دارن و اون شخص باید چه مسئولیت هایی را به عهده بگیره!

با این وجود این مقاله بر اساس تعریف Marty Cagan هست که از بزرگان حوزه مدیریت محصول به حساب می آد. خب بریم سراغ تعریف مدیریت محصول.

انواع مختلف مدیر محصول

به طور کلی سه نوع مدیر محصول داریم.

دسته اول نماینده مدیر عامل در توسعه محصول هستند و منویات مدیر عامل رو اجرا می کنن. این نوع مدیر محصول همه مسائل و تصمیمات رو به مدیر عامل ارجاع می دن و در عمل فقط سرپرست بکلاگ هستند و کاملا مثل یک پروکسی فعالیت می کنن. اگه فکر می کنید که مدیر محصول همون پروداکت اونر هست که در کلاس های اسکرام درس می دن، احتمالا جزء این دسته هستید. (البته جسارت نباشه، این دقیقا جمله مارتی کیگن هست، راستش من مدت زیادی همین نقش رو توی شرکت داشتم و خیلی از این نوع نگاه به مدیر محصول ضربه خوردم)

دسته دوم مدیر محصولیه که یک جلسه با حضور مدیر عامل و مدیران بخش های دیگه و سایر ذینفع ها تشکیل می ده و تو اون جلسه مشکلات بررسی و اولویت ها مشخص می شه. به این روش طراحی توسط کمیته یا طراحی گروهی گفته می شهکه به ندرت می تونه محصولی خوب و بالاتر از سطح متوسط تولید کنه. مدیر محصول در این شرکت ها سرپرست رودمپ و نقشه راه به حساب می آد.

اما دسته سوم، مدیر محصولی است که کار خودش رو به خوبی انجام می ده و تعریف مد نظر ما هم این دسته است. متاسفانه چنین مدیر محصولی به ندرت پیدا می شه. چرا که شرکت ها و تیم ها درک درستی از این نقش کلیدی ندارند. معمولا شرکت ها با شنیدن متدولوژی اجایل یا شاید حین یک جلسه مشاوره، اسم مدیر محصول رو می شنون و با این مفهوم آشنا می شن! بعد از اون یکی از آدم های متوسط شرکت که در نقش مدیر پروژه فعالیت می کرده رو انتخاب می کنن و بهش سمت مدیریت محصول می دن. برای همینه که اسم مدیرای محصول بد در رفته!!

واقعیت اینه که مدیر محصول باید یکی از با استعداد ترین اشخاص شرکت باشه. اگه مدیر محصولی با تکنولوژی به اندازه کافی آشنا نباشه، اگه ادراک درستی از کسب و کار و استراتژی نداشته باشه، اگه بین مدیران شرکت اعتبار کافی رو نداشته باشه، اگه شور و شوق و چشم انداز توسعه محصول نداشته باشه و اگه تیم فنی براش احترامی قائل نباشه، قطعا با شکست مواجه خواهد شد.

بعضی ها برای تعریف این مدیر محصول از ویژگی هاش  می گن، بعضی ها هم سعی می کنن کارهای روزانه اش رو تشریح کنند. اما من ترجیح می دم که از مسئولیت های یک مدیر محصول خوب حرف بزنم.

مسئولیت های کلیدی مدیر محصول

به طور کلی مسئولیت یک مدیر محصولِ خوب، ساده و سرراسته.

مدیر محصول خوب مسئول ارزیابی فرصت ها و تشخیص اینه که چه چیزی باید ساخته بشه و به دست مشتری برسه. معمولا به اون چیزی باید ساخته شود، بکلاگ محصول می گیم.

البته قسمت سخت ماجرا این نیست. قسمت سخت ماجرا اینه که تشخیص بدیم اونچه در بکلاگ گذاشته میشه واقعا ارزش ساخته شدن داره. امروزه تیم های فنی خوب برای اجرای درخواست های مدیر محصول، باید شواهد کافی از مفید و با ارزش بودن آیتم های بکلاگ داشته باشن!

مدیر محصول یکی از نقش هاییه که برای مدیر عامل و سرمایه گذاران با تجربه اهمیت زیادی داره. چرا که کسب و کارها برای موفقیت نیاز به رضایت کاربر دارند و کاربر هم فقط از محصول خوب استقبال می کنه. محصول خوب هم نتیجه چیزیه که تیم محصول تولید می کنه و نهایتا مسئول این که تیم چی بسازه، مدیر محصوله.

وقتی یک محصول موفق می شه، به خاطر تلاش همه است و این که هر کسی کار خودش را خوب انجام داده. ولی وقتی یک محصول شکست می خوره، تقصیر مدیر محصوله. به همین دلیله که معمولا مدیر عامل های خوب، قبلا سر رشته ای در مدیریت محصول داشتن و سرمایه گذارای خوب هم فقط در شرکت هایی سرمایه گذاری می کنند که مدیر محصول یکی از همبنیان گذارای شرکت باشه.

و اما مسئولیت های مدیر محصول! مدیر محصول چهار مسئولیت اصلی به شرح زیر داره:

1- شناخت عمیق از مشتری:

اولین و مهم ترین مسئولیت شناخت عمیق از مشتری هاست. شما باید متخصص دردها، مسائل و علایق آنها باشید و بدونید که چطور فکر می کنن، چه کارهایی انجام می دن و چرا و چطور خرید می کنن. اغلب تصمیم های روزانه شما به عنوان مدیر محصول بر اساس این شناخت از مشتری گرفته می شه. در غیر این صورت شما فقط حدس هایی می زنید که احتمالا غلط از آب در می آن.

برای این کار شما، هم نیاز به یادگیری کیفی دارید، یعنی این که بدونید چرا مشتری این طور رفتار می کنه و هم نیاز به یادگیری کمّی دارید، یعنی این که ببینید مشتری شما داره چه کارهایی انجام می ده. طبیعتا مدیر محصول هم باید شناخت کامل از مشتری و هم شناخت کامل از خود محصول داشته باشه و تطابق این دو تا رو همواره بسنجه!

2- دانش عمیق از اطلاعات و داده ها:

از یک مدیر محصول خوب انتظار می ره که در کار کردن با داده ها مشکلی نداشته باشه. برای شناخت درست مشتری شما باید اطلاعات کمّی از اونها داشته باشید، این که روزانه چه کارهایی با محصول شما انجام می دن و با چه مشکلاتی مواجه می شن. با انجام A/B تست ها بتونید شاخص های عملکردی محصول رو بهبود بدید. البته ممکنه نیاز به یک دستیار در این زمینه داشته باشید، اما باید خودتون هم بتونید کار خودتون رو تو این زمینه پیش ببرید.

معمولا مدیرهای محصول خوب، روزشون رو با بررسی دیتاهای روز گذشته شروع می کنن و حدود نیم ساعت برای این کار وقت می ذارن.

3- دانش عمیق نسبت به بیزینس شما:

محصولات خوب نه تنها مورد علاقه کاربران هستند، بلکه برای کسب و کار شما نیز سودآفرینی می کنن. مسئولیت کلیدی سوم که معمولا سخت ترین مسئولیت هم به حساب می آد اینه که مدیر محصول درک درستی از بیزینس شما داشته باشه و بدونه که منطق کسب و کار چیه و چطور کار می کنه و نقش محصول شما این وسط چیه؟ این یعنی این که بدونه که ذینفعای شما چه کسایی هستند و تحت چه محدودیت هایی فعالیت می کنن.

معمولا نماینده های ذینفعای اصلی، تیم مدیریت کلی، مدیر بازاریابی، فروش، مالی، حقوقی و عملیات هستند. خود مدیر عامل هم یکی از کلیدی ترین ذینفعاست. برای موفق شدن در این مسئولیت باید بتونید هر کدام از این افراد رو قانع کنید که شما نیازهای اونها و محدودیت هاشون رو درک می کنید و همواره متعهد هستید که بهترین راهکارها رو متناسب با نیاز و محدودیت های آنها طراحی و اجرا کنید.

4- دانش عمیق از بازار و صنعت شما:

مسئولیت چهارم دانش عمیق از بازار و صنعتی است که محصول شما توش رقابت می کنه. علاوه بر شناخت رقیب ها، این مسئولیت، شناخت ترند های تکنولوژی، تغییر رفتار و انتظارات مشتریان، رصد کردن و تحلیل صنعت و درک تاثیر شبکه های اجتماعی بر بازار و صنعت شما را شامل می شه.

امروزه رقابت بسیار شدیدتر شده و شرکت ها همواره در حال توسعه محصولات با کیفیت هستن. این یعنی این که ممکنه مشتری به سادگی شما را انتخاب نکنه. لذا شما با رصد کردن رقبا می تونید نه تنها فیچرهای مناسبی که مشتری نیاز داره رو طراحی کنید بلکه بتونید ارزش بیشتری نسبت به رقبا ایجاد کنید. علاوه بر این، صنعت همواره در حرکته و محصولات و رقبا انتظارات مشتریان را شکل می دن، برای توسعه یک محصول خوب باید همیشه از این تغییرات آگاه باشین.

سخن پایانی

به طور خلاصه مدیر محصول، مسئول ارزیابی ایده ها و فرصت ها و تصمیم گیری در مورد ساختن محصولی است که برای کاربر و کسب و کار شما خلق ارزش کنه.

در واقع مسئولیتِ ساخته شدن یک محصولِ موفق تماماً بر عهده مدیر محصوله و در این راستا باید در چهار حوزه دانش عمیقی داشته باشه. شناخت کاربر و نیازهایش، توانایی کار کردن با دیتا و اطلاعات و تحلیل آنها، دانش عمیق نسبت به بیزینس و منطق آن و دانش عمیق از بازار و صنعتی که در آن فعالیت می کنه.

اگر می خواید یک مدیر محصول بشید، باید بدونید که مسئولیت و کار بسیار زیادی به عهده شماست. بیراه نیست که مدیر محصول به مدیر عامل محصول یا Mini CEO معروف شده. همچنین سعی کنید که حوزه اختیارات و دانش خودتون رو توسعه بدید تا بتونید به شرکت تون کمک کنید تا یه محصول خوب و ارزشمند طراحی و تولید کنه.